محمد حسن خان اعتماد السلطنه
753
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
تا بر آن ساحت غلبه كنند ، اگر نعوذ باللّه ديگربار متعذّر شود ، رأيت نصرت شعار فرصت آثار را متوجّه خواهم فرمود يعنى هژبر بيشه هيجا اوّل فرزند ابو النصر كمال الدّين سونجك بهادر خان اطال اللّه تعالى عمره را با اجتماع امرا و مقرّبان تعيين فرمائيم و فرزند درّة التّاج شجاع الدّوران ، تمساح جيحون الصّلابة فى الميدان ، حمزه بهادر خان در برانغار ، و فرزند عمدة الملك فى الآفاق و تهمتن بالاستحقاق سليم الدين مهدى بهادر خان در جوانغار ، با اجتماع امرا و دلاوران ، و عساكر دين و اقبال كه از اندجان و تاشكند و شهر سبز و ارگنج و خوارزم و جيحون و سيحون و كاشغر و نواحى قبچاق و قلماق و غيرها مقرّر مىشود كه استادگى كنند ، و با مخالفان حربا حربا نمايند ، و اعيان دولت كه در آن معركه حاضر باشند پاى وقار در زمين تهوّر نگاهدارند ، باشد كه به توفيق اللّه تعالى از خزانهء و ينصرك اللّه نصرا عزيزا نصرت استقبال نمايد كه در چه محلّ مقام و مقاومت خواهد بود و السّلام ( فرقى كه اين نامه با نسخه اصل دارد اينست كه بعضى القاب و كلمات سخيفه از آن حذف شده ) . « 1 » شاه اسمعيل كه اين نامه بخواند با لشكرى جرّار عزيمت خراسان نمود چون از رى متوجّه دامغان شد احمد سلطان داماد شيبك خان كه حكومت دامغان داشت به هرات گريخت و خواجه احمد قنقراط حاكم استرآباد نيز فرار كرد ، و بزرگان استرآباد با پيشكش در بسطام به خدمت شاه اسمعيل رسيدند شيبك خان با آنكه دايم به لاف و گزاف مىگفت عنقريب لشكر به حدود عراق و آذربايجان مىكشيم و بعد از تسخير آن مملكت متوجّه حجاز مىشويم خوف بر او استيلا يافته در اواخر رجب به مرو گريخت ، شاه اسمعيل به مشهد مقدّس آمده بعد از زيارت مرقد مطهّر حضرت رضا سلام اللّه عليه به عزم مرو انتهاض كرد ، و در بيستم شعبان به ظاهر مرو نزول نمود و
--> ( 1 ) . اين نامه مكرر در مكرر به چاپ رسيده است . نسخههاى چاپى همه با هم اختلاف دارند از جمله دانشمند معاصر آقاى دكتر عبد الحسين نوائى يك بار در كتاب « شاه اسمعيل صفوى » ص 81 و بار ديگر در احسن التواريخ روملو جلد 2 ص 148 آن را چاپ كردهاند . در اين دو چاپ نيز كه به وسيلهء يك محقق انجام گرفته اختلافات زيادى ديده مىشود . نشان دادن اين اختلافات در اينجا مقدور نيست . در متن حاضر نيز جز « بعضى القاب » چيزى حذف نشده و نمىدانم منظور از حذف « كلمات سخيفه » كدام كلمات بوده است . بههرحال محققين در تصحيح نهائى اين نامه به اين متن نيز بايد توجّه فرمايند .